هفته ي كتاب حتي برا اونايي كه قسمت اينگليسيش رو تو بغلشون برا همه
نشون ميدن مبارك!
هفته ي كتاب حتي برا اونايي كه قسمت اينگليسيش رو تو بغلشون برا همه
نشون ميدن مبارك!
مردک داشت با هزار زحمت از پنچره ی طبقه ی سوم و آخر نگاه میکرد
این اولین ساختمان بلند محله آنان بود!
مردک دعا میکرد خدایا کاش کسی نبیند!
مردک که میدانست خدا دارد دعایش را میشنود
پس برای چه دعا میکرد؟
نفرین می کرد ...
بعد از رفتن پیر زن مرد صدقه می داد: که خدایا بلا رو از منو بچه هام دور کن
نمی دونم
چرا مرد از خدا نمیترسید که برا پیر زن میوه ی لجن زده داده بود
ولی
از نفرین پیرزن میترسید!
زن به تابلوی نسیه نداریم خیره شده بود.
ـ حواستو جمع کن فقط همین امشب حاجخانم منزل نیست ها.
رویش را محکمتر گرفت:
ـ باید عجله کنم بچهها گرسنهاند.
قصاب دنبال ساطور میگشت.
عشق يعني اين!!!!!!
ازدواج با دختري كه سرطان دارد!

عید فطر مبارک نماز روزتون قبول!
ولی
آقا امسال قوت غالب ما غم بود
غصه بود
میشه بگید فطریه ما چقدره؟؟
سلام
داشتم وبلاگ دوستم آیینه رو نگاه می کردم که این پیستش خیلی حالمو گرفت و خواستم تو وبلاگ بزارم .و خدارو شکر میکنم که من مشکلات اینطوری ندارم . خدایا شکرت!!!!
شرمنده که خیلی وقته کارم شده کپی پیست!!!
هر کسی که منو می خواد، باید لیاقتمو داشته باشه، باید مثل خودم ثروتمند باشه، من برای به دست آوردن این ثروت زحمت کشیدم و خون دل خوردم، به همین خاطر به سادگی به هر بی سر و پایی نمیدمش! ثروت من عشق و ایمان و صداقت و نجابت و سادگی منه، قلب من جواهری درخشان که نذاشتم به پرده گناه سیاه و آلوده بشه، همین نه چیز دیگه! وقتی که منو بی دلیل گذاشت و رفت خیلی دلم گرفت، خیلی تنها شدم، کلی حرفای قشنگ قشنگ و عاشقانه که می خواستم بهش بگم توی دلم موند، !!!!!
ادامه مطلب رو حتما بخونید...
سلام دوستان این شعرو داشتم میخوندم که بد جوری خوشم اومد گفتم بزارم تا شماها هم بخونید.اینم بگم که نمی دونم شاعرش کیه!
درون کوچهی قلبم چه غمگینانه میپیچد
صدای تو که میگفتی به جز تو دل نمیبندم!
فریب وعدههایت را ندانستم ولی اکنون
یه یاد وعدههای تو میان گریه میخندم...
برو دیگر که دل از غم رها کردم...
خداحافظ که دیگر بر نمیگردم!
تو بودی آسمان من! غمت همسایهی قلبم،
ولی خورشید چشم تو به بام دیگری سرزد!
قسم بر سوز نالههایم تو را دیگر نمیخواهم
که از بام دو چشم تو پرستوی دلم پر زد!
در آن غمگین غروب سرد، تو از شهرم سفر کردی...
نگاهم در افقها ماند و من از افسوس می خواندم!
شیار گونههایم را گل اشکم نوازش کرد
و من از تو جدا ماندم...
ولی ای کاش می مردم!!!
برو دیگر که دل از غم رها کردم...
خداحافظ که دیگر بر نمیگردم!
بر نمی گردم!!!
سلام دوستان امروز خبری شنیدم که ...
خبر اینه که می گن باراک اوباما از یاران امام زمانه و جالب اینجاست حدیث هم آوردن و می گن حضرت علی گفته "در آخر زمان مردی بلن و سیاه رنگ از غرب ظهور خواهد کرد که از یاران وفاداره پسرم مهدیست او را یاری کنید"!!!! و تازه میگن اسمش اوباماست یعنی او با ماست در کنار ماست می گن ای که تصادفی نیست!!!
ولی من میگم :
نام علی رو بد نکنید نام مهدی رو هم بد نکنید اگه از یکی خوشتون مییاد و فکر میکنید اگه اون سر کار بیاد براتون سود داره براتون خوبه اونو با نام علی یا مهدی به خورد مردم ندین با نام اونا توجیهش نکنید.
می خواستم فقط همینو بگم!

حالم به هم می خورد
از نشخوار واژه ....عشق!
در کلام بوزینگانی که نمی دانند
ا ش غ ! را چگونه می نویسند؟
I LOVE YOU......!
وسپس فیلمی که مخفیانه!!
از معشوقشان می گیرند...
تا عشق شان مستدام باشد
تا وقتی گیتی هست....!
تا وقتی CD هست.....!
شبها خرناس هوس
روزها سر درآخور چشم چرانی...
سیاه دلان بیدل
عشق را قباله آبا و اجدادیشان می دانند
که شب بخوابند و صبح بگویند:
من عاشق تو هستم ....
من مجنون دیده ام
لیلی شنیده ام
...عشق خوانده ام
اما در آخر الزمان
اینجا عشق یعنی:
هوس...نفس اماره...گناه...
آی ای عشق...
حالم دارد به هم می خورد .....
منبع: نوشته های صارمی